نمک نمکدون قند تو قندون عاشقتم عاشق اون آب دهنتم که چند وقتیه راه افتاده و تازگی ها بادکنک هم درست میکنی. عاشق صدا درآوردنتم، موقع هایی که ذوق میکنی ،شیرین بیانم عاشق موقعی که دستاتو با تعجب نگاه میکنی و بعد شروع میکنی به خوردنشون.موقعی که شیشه شیرتو خودت نگه میداری. قربونت بشم آخه چرا انقدر دوست داشتنی هستی، عزیز تر از جونم،تو نفس منی ،روح و جسم منی،تو خورشیدی،ماهی بیکرانی. بابایی میگه دیگه دلم برای پسرم میره،دیگه وقتی میرم سرکار دلتنگش میشم....و چه عاشقانه با تو حرف میزنه و چه پدرانه در آغوشت می گیره...و من چقدر در کنار شما دو تا خوشبختم.